بهنظر من روسیه یک تنه مقابل گلوبالیستها ایستاده است. ما باید در کنار روسیه بایستیم و از آن فاصله نگیریم. روسیهی فعلی با شوروی تفاوت دارد. گام برداشتن برعلیه سیاستهای ضدگلوبالیستی روسیه، تبعات سیاسی جبرانناپذیری برای ما و کشورمان بههمراه خواهد داشت.
روسیه میتواند پشت ما را در مجامع بینالمللی خالی کند. اگر دونالد ترامپ در آمریکا به قدرت برسد و بخواهد بر علیه کشورمان از اهرم نظامی استفاده بکند، این روسیه است که میتواند مانع این اتفاق بشود. فاصله گرفتن از روسیه خطرناک است. ما کشوری مستقل هستیم، و درست به همین دلیل است که باید سنجیده و درست رفتار کنیم.
روسیه شریک راهبردی ما است و نباید به آن خیانت بکنیم. بهنظر من اصلاحطلبها و حتی برخی اصولگرایان بهدنبال فاصله ایجاد تفرقه و دستاندازی در روابط ایران و روسیه هستند. اگر این اتفاق بیفتد، روسیه قطعاً کاری میکند که ما پشیمان شویم.
شاید تعجب بکنید، اما هر وقت باد شدید میوزد، اگر بیرون از منزل باشم، تا جای ممکن از پیادهرو رد نمیشوم! زیرساخت ساختمانها خوب است و مهندس بر آن نظارت میکند، اما کیفیت نمای ساختمانها و مصالح بهکار رفته در آنها پایش نمیشود. همینطوری در شرایط عادی نیز شاهد ریزش سنگ نمای ساختمانها هستیم، وای به روزی که باد شدید بوزد و یا زلزله بیاید.
من بارها شاهد ریزش سنگ نمای ساختمانها بودهام، بههمیندلیل از اینکه یک روز سنگِ نوکتیزِ یک ساختمان جمجمهام را بشکافند و توی مغزم فرو برود میترسم.
شهر پرند این ماه دوبار لرزیده است. نمیدانم این زمینلرزه که حتی سایتِ مؤسسهی ژئوفیزیک دانشگاه تهران نیز آن را زلزله خوانده، واقعاً زلزله است یا نه. اهالی شهر پرند در اینستاگرام و گروههای تلگرامی میگویند لرزشی که احساس کردهاند با صدا همراه بوده و به انفجاری بزرگ شباهت داشته است.
البته فقط شهر پرند نلرزیده، بلکه مردم رباط کریم، بخشهایی از شهرستان شهریار، ری، و اسلامشهر نیز لرزشها را احساس کردهاند. با توجه به گستردگی مناطق ذکر شده، فرضیهی زلزله و منشأ طبیعیِ آن منطقیتر است. در هر صورت بهتر است تمرین مانور زلزله، تهیهی جعبهی کمکهای اولیه و آموزشهای مربوطه را جدی بگیریم.
مردم مناطق یاد شده باید هوشیار باشند و بهجای گمانهزنی دربارهی منشأ لرزشها، تهیهی ملزومات بعد از زلزله را در اولویت قرار دهند. ما به احتمال زیاد شاهد پیش لرزه هستیم. زلزلهی اصلی خیلی قویتر از این پیشلرزهها خواهد بود.
چند روز پیش بهخاطر حساسیت بیش از حد به فضولیِ یکسری از دوستانِ قدیمی، کلِ یادداشتهایم را پاک کردم و وبلاگ را بهطور موقت از دسترس خارج کردم. حالا اما پشیمان شدهام و دوباره میخواهم اینجا بنویسم. با خودم عهد بستم که قضاوتها و حرفهای آنها برایم مهم نباشد.
من گوشهگیر و تنها نیستم. من اهل رفت و آمد با دوستانم هستم، البته فقط با آنهایی که در کار و زندگیِ من و دیگران «فضولی» نمیکنند. این موضوع را پیش از ازدواج، با همسرم درمیان گذاشتم. از غریبه انتظاری نیست. من از حضور آدمهای ناشناس در وبلاگم ناراحت نمیشوم. من خودم خواستم که مطالبم با نامِ خودم در اینترنت منتشر شود تا دیگران به وبلاگم بیایند و آن را بخوانند، اما اصلِ صحبتِ من سوءاستفادهی برخی دوستان در این خصوص است.
بگذریم...